لا اله الا الله
دیروز که از بیرون برگشتیم خونه من و آبتین زودتر رفتیم داخل آسانسور و منتظر پدر جون موندیم. پدر آبتین هم وقتی در حیاط رو بست اومد داخل آسانسور و سرع دکمه 4 رو زد غافل از اینکه من و آبتین منتظریم تا وقتی پدر اومد آبتین دکمه رو بزنه
دیگه معلومه که آبتین چه شکلی شد:![]()
اومدیم خونه ، بعد از کلی گریه که تلاشهای دونفره ما هم به جایی نرسید با ناراحتی و عصبانیت تمام میگه : لا اله الا الله از دست این پدر جون
من : ![]()
پدرجون:![]()
آبتین عصبانی:![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


لا اله الا الله
